صفحه نخست | مردم کابل و ولايات | رسانه ها  | طرح ها ویدیو | اسناد | عکس ها | اعلامیه | کمک های مردمی | زندگینامه | وبلاگ | درباره ما | تماس با ما  | English

داکتر بشردوست انتخاب اول مردم افغانستان

*****

داکتر بشردوست فقط کمک های مردمی را می پذیرد!

کمک های مردمی برای کمپاین ریاست جمهوری

هموطن عزیز!

امید است که سلام بنده را از این راه دور اما با قلب نزدیک پذیرفته، به تمام فامیل و هموطنان برسانید.

به خواست خداوند وبا حمایت مردم ما یک چانس بزرگ داریم تا نه تنها در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شویم بلکه این انتخابات را تبدیل به محکمه ابتدائیه برای خائینن ،منافقین ،چپاولگران وغیره بسازیم.

حمایت شما وتمام هموطنان برای پیروزی شرط اساسی می باشد.

 

  شرح بیشتر...

زندگینامه داکتر رمضان بشردوست

داکتر رمضان بشردوست فرزند محمد علی درسال 1340 در ولسوالی قره باغ چشم به جهان گشود، مکتب ابتدائیه و متوسطه را در ولسوالی های قره باغ و مقر ولایت غزنی وشهر میمنه ولایت فاریاب به پایان رسانید.

دوماه بعد از کودتای 7 ثور 1357 به کشور ایران مهاجر و بعد از اتمام لیسه به پاکستان هجرت نمود.

 داکتر بشردوست در سال 1360 پاکستان را به قصد فرانسه ترک نمود ودر آنجا درخواست پناهندگی  سیاسی نمود اما هیچ وقت درخواست تابعیت فرانسه را نکرد.  شرح بیشتر...

کمیته ی حمایت از داکتر رمضان بشردوست

صفحه نخست | آر اس اس | طراحی سایت از کابل سرور

انتخابات ریاست جمهوری را تبديل به محکمه ابتدایی دزدان، خاينان و جنایتکاران کنیم!

 

  کمپاین انتخابات پارلمانی یا کانکور زیبایی

نشان انتخاباتی: دو جای نماز/ شماره در برگ رای دهی: 100

يكشنبه 5 سپتامبر 2010

 

 

داکتر رمضان بشردوست

در انتخابات ولسی جرگه 1389 نشان انتخاباتی من توسط قرعه کشی تعیین شد: نشان انتخاباتی من 2 جای نماز وشماره انتخاباتی من 100 است. این نشانه وشماره انتخاباتی رامن به فال نیک می گیرم؛ به این معنی که تنها من در بین سیاست مداران افغانستان درعمل، نه در شعار بیانگر وانعکاس دهنده ارزشهای اسلامی هستم، تنها من فقط دربرابر خداوند(ج) سجده میکنم وسرخود راخم میکنم نه در برابر و برای دالر، یورو، پوند، تومان، درهم، کلدار، ین ...،نه در برابر وبرای کاخ، لند گروزر، مقام، قدرت، چوکی...؛ دو جای نماز بعنوان نشانه انتخاباتی من یعنی هر رأی به بشردوست درواقع رأی به اسلام دوست است. امید وارم که یک رأی ضایع نشود، هدر نرود و صد فی صد رأی مردم به بشردوست باشد، همانطور که شماره انتخاباتی من صد است.

نباید رایها پراگنده شود؛ نباید رای به کسانی داده شود که آنرا در مقابل چند دالر، درمقابل چوکی وزارت، ولایت، ولسوالی، قوماندانی، ریاست فلان اداره وکمیسیون برای بچه، برادر...خودمعامله میکنند. باوجودکه قسم ها میخورند که چنین نخواهند کرد مگر کاندیدان دوره قبلی، 5 سال پیش قسم ها نخورده بودند؛ خوب به یاد بیاورید که چه وعده های چرب ونرم داده بودند؛ نباید رأی به کسانی داده شود که هنوز وکیل نشده اند مردم آزاری را با بادی گاردهای خود شروع کرده اند ودر حال بستن کوچه و گذاشتن چک هستند؛ پوسترها وعکس های شان را یا خود شان یا مزدورانشان بدون اجازه و بدون حرمت واحترام به ملکیت خصوصی یا دولتی شبانه مثل دزد در دکان، دروازه، دیوار وموتر شما میزنند؛ اینها، هنوز وکیل نشده اند، قانون را زیر پا میکنند وای به روزی که وکیل شوند؛ پس هرگز نگذارید که وکیل شوند!

نباید به کسانی رأی داده شود که از افغانستان بالیود وهالیود سیاسی ساخته اند، کش وفش شان روی امیتابچن، درمندر،هیما ما لونی، لتا، پرینا، کمونیکا را سفید کرده اند. در کشوری که بعضی مردم آن پول نان خشک را برای سه دفعه در روز ندارند، معلم، مامور، معلول، معیوب؛ بازمانده شهید، متقاعد آن رنک پلو را فراموش کرده اند؛ متعلم، محصل آن پول برای خریدن کتاب و کتابجه ندارند وساعت ها پیاده بطرف لیسه و دانشکاه راه میروند چون پول ملی بس را ندارند؛ در چنین کشوری اینها به صدها هزارافغانی پوسترهای چندمتره با اکت های بی جاه وبی معنی به هزاران چاپ کرده اند وبه نمایش گذاشته اند مثل که در بزرگترین کانکور زیبائی دنیا شرکت کنند. شما نباید به پوستر، به شعار، به قوم، تنظیم، زبان، دوست ،برادر، رفيق، انديوال...رأی بدهید بلکه به كسي رأي بدهيد كه درعمل دلسوز، پرهیزگار، راستگو، راستکار، وفادار، امانتدار، حقیقت گوباشد؛ امتحان خود را داده باشد ودر امتحان ناکام نمانده باشد. شمااگرمسلمان واقعی هستید و به کلام پیامبر(ص)گوش میدهید، نباید از یک غار دوبار گزیده شوید. حدیث شریف است که یک مسلمان دوبار از یک غار گزیده نمیشود. فراموش نکنید که برادرشما اگر دزد، دروغگو و بی احساس باشد،شر آن بیشتر به شمامیرسد تا یک بیگانه اما نیکوکار.

اینها ادعای نماینده گی از شمارامیکنند اماهیچ چیزی شان به شما نمی خورد: خوب به طرف شان یک لحظه نگاه کنید وبعد بطرف خود نگاه کنید؛ آیا کدام نقطه مشترک بین آنها و خود میبینید، بطرف کالا و لباس خود نگاه کنید، بطرف سر و صورت خود نگاه کنید، بطرف رنگ و رخ خود نگاه کنید...و بطرف نیکتایی، دریشی، قره قل، چپن، بوت، سر و صورت، رنگ و رخ آنها نگاه کنید: فرق اش مثل زمین وآسمان است؛ آنها مثل این که ازکره مریخ یا از آمریکا، ایران، عربستان، پاکستان، روسیه، فرانسه، انکلستان، ...وارد شده باشند که از گرد وخاک افغانستان یک سر سوزن هم درهیچ جای شان دیده نمیشود: ازبس تر وتازه، خوشکل و زیبا، شسته وآراسته هستند که وقتی از نزدیک پوسترهای غول پیکرشان میگذریم، احساس میکنیم که عکس های شان بوی عطررا حاتم طائی واردر فضا پخش میکنند.

امید وارم و دعا میکنم که دیگر گرسنگان، تحقیرشده گان، فراموش شده گان به دام اینها نیافتند. رأی شماسرنوشت شما است: رأی به کسی ندهید که به شما دروغ گفتند ومیگویند، شما را مثل یک گوسفند فروختند در حالیکه شما اشرف مخلوقات هستید، به کسی رأی ندهید که حرف زدن را یاد ندارند، با کشت وکشتار تولد شده اند، بزرگ شده اند ومنطق شان فقط منطق زور است بدون علم، بدون تجزیه وتحلیل وبدون قدرت فهم ودرک بازی ها وزیرک کاری های پیچیده دشمن ها یا حریف های زیرگ که به اصطلاح چند تای ازاینها رادربازار داد وستد سیاسی نه یک بار بلکه بارها می فروشند بدون اینکه اینها متوجه شوند یا از سر خود بفهمند.

جامعه ما جامعه پیچیده است که با خواندن چند کتاب ونشستن با چند خارجی و داخلی یا با داشتن دیپلوم های تقلبی نمی توان در پارلمان اظهارموجودیت کرد. هرروز درآنجا بوتل و بوتل جنکی نیست و اگرباشد، بوتل های پلاستیکی وجنک با آن جنک زرگری است. پارلمان جای تصویب قانون است ونظارت از دولت(قوه اجرائیه،قوه مقننه،قوه قضائیه). درپارلمان هیچ مسوده قانون معرفی نمیشود که د ربالای آن سیاه روی سفید نوشته شده باشد: مسوده قانون به نفع تاجران یا تولید کننده کان، به نفع کارگران یا کارفرمایان، به نفع این ولایت یا آن ولایت، این قوم یا آن قوم. هرگزچنین ساده وآسان نیست. دراصل وطبق تیوری و نظر پدران وبنیان گذران دموکراسی وپارلمان بخصوص ژان ژاک روسو، قانون بیانگر وانعکاس دهنده منافع جمعی وملی است اما درعمل به ندرت چنین است وبخصوص بعد از به وجود آمدن احزاب سیاسی در قرن 18و19میلادی و به وجود آمدن لابی درقرن 20 به نظرمن تولد این موجودات لازم اما خطرناک تییوری پدران سیستم سیاسی ازقبیل دمکراسی، تفکیک قوا ...را کاملاً دیگرکون کرده است.

درسیستم سیاسی امروزت نها دلسوزی وصداقت کافی نیست حتی میتوان گفت که درسیستم سیاسی که تفنگ آخرین حرف را نمی زند، صداقت بدون مهارت، دلسوزی بدون دوربینی زهرکشنده، خودکشی، قوم کشی ومردم کشی سیاسی است. بعد از5 سال وقتیکه به من میگویند فلانی همکارشما درولسی جرگه بود. من واقعاً از نام نمی شناسم، بعد وقتی مشخصات جسمی اورا تشریح میکنند متوجه میشوم. ازنام نمی شناسم به خاطری که در5 سال آنها 5 بار صحبت نکرده بودند بااینکه غیرحاضر هم نبودند. چرا صحبت نمی کردند؟ چون حرفی برای گفتن نداشتند، نه اینکه بی تفاوت بودند؛ کسانیکه بی تفاوت بودند آنها معمولا فقط در روز گرفتن معاش دیده میشدند.

شماهموطنان عزیز! چیغ و داد شما به آسمان هفتم رسیده است، شکوه وشکایت شما از رئیس جمهور، وکیل، سناتور، وزیر، معین، والی، ولسوال، قوماندان، مدیر، آمر...گوش فلک را کرکرده است که چرا اینها کار را به اهل کار نمی سپارند؟ چرا قوم پرستی میکنند؟ چرا خویش خوری میکنند؟ چرا تنظیم پرستی میکنند؟ چرا چوکی ها را میفروشند؟ وهزاران چراهای دیگر.

روز انتخابات توپ در میدان شما است، شما رأی دهنده گان. اگرشما کار را به اهل کار نه سپارید، اگر شما خویش پرستی، قوم پرستی، تنظیم پرستی کنید، اگر شما برای پول و پلو رأی بدهيد، برای قوم و خویش، برادر، خواهر، رفیق، اند یوال، دوست، هم صنفی، همزبانی...رأی بدهید؛ چگونه میتوانید ازدیگران شکایت کنید ودیگران راملامت کنید؟ مثلاً کرزی را دشنام بدهید که چراکار را به اهل کار نمی سپارد؟ آنچه که خود نکنید، چگونه ازدیگران میخواهید؟ پس بیائید كه روز انتخابات از خود شروع کنیم: كار را به اهل كار بسپاریم.

 

 

صفحه نخست | مردم کابل و ولايات | رسانه ها  | طرح ها ویدیو | اسناد | عکس ها | اعلامیه | کمک های مردمی | زندگینامه | وبلاگ | درباره ما | تماس با ما  | English


E-mail: info at ramazanbashardost.com

کمیته ی حمایت از داکتر رمضان بشردوست

© Support Committee for Dr. Ramazan Bashardost/ 2008